حسين شهيدى مازندرانى

23

سرگذشت تهران ( فارسى )

بين‌الفرقين بسيار است . تا آنكه اكثر اوقات به كارزار مىانجامد و همه وقت ظفر شافعيه را باشد با وجود قلت آنها و غالب عادات براهل رى قتل و سفك است . » « 1 » پس از مغولان ، رى ويرانه با يورش تاتار به سركردگى تيمورلنگ مواجه شد و آنچه كه بر جاى مانده بود ، نابود شد و شهر يكسره تبديل به ويرانه گرديد . از اين رو شايد بتوان چنين گفت كه جمع كثيرى از مردم رى به ديه تهران گريختند و در آنجا سكونت گزيدند و همين باعث اعتبار تهران شد و اين آبادى را از صورت ديهى كوچك در آورد . روى گونزالس دوكلاويخو « 2 » سفير هانرى سوم - پادشاه كاستيل اسپانيا - در زمان تيمور لنگ ، براى ديدار وى به ايران آمد . او در فصل سوم از سفرنامه‌اش ، از سلطانيه تا نيشابور دربارهء تهران مىگويد : « . . . در اين روز اخير از اصطبلهاى حكومتى براى ما اسبهاى تازه نفس آماده ساختند . غروب آفتاب به راه افتاديم و همه شب راه پيموديم و فرداى آن كه مصادف بود با يكشنبه ششم ژوئيه [ 1404 م ] بعد از ظهر به شهرى رسيديم كه « تهران » نام داشت . در آنجا بابا شيخ را در انتظار خويش يافتيم ، و در حقيقت وى به پيشواز ما آمده بود و ما را به شهر به مهمانسرايى برد كه تيمور خود به هنگام گذشتن از اين حدود در آن منزل مىكرد و درواقع بهترين خانهء شهر بود . دوشنبه يعنى فرداى ورودمان بابا شيخ كس فرستاد و ما را دعوت كرد كه نزد او برويم . . . پس از پايان مهمانى بابا شيخ به ما گفت كه فرداى آن روز بايد از تهران حركت كنيم . . . شهر تهران محلى است بسيار پهناور و برگرد آن ديوارى نيست و جايگاهى خرم و فرح‌زاست كه در آن همهء وسايل آسايش يافت مىشود . اما آب و هواى آنجا چنان كه مىگويند ناسالم و در تابستان گرماى آن بسيار زياد است . تهران در ناحيه‌اى واقع است كه به نام رى معروف است . اين ناحيه فوق‌العاده پهناور و حاصلخيز است . . . سه‌شنبهء بعد به هنگام غروب آفتاب از تهران به راه افتاديم و پس از پيمودن دوفرسخ در جانب راست ، بناهاى شهرى عظيم را ديديم كه متروك و ويران گشته بود . اما بسيارى از برجهاى آن هنوز هم برپا بود و خرابه‌هاى چند مسجد را ديديم . اين آثار همان شهر رى است كه در گذشته بزرگترين شهر همهء آن منطقه بوده است . اما اكنون ديگر اين شهر به كلى خالى از سكنه است . » « 3 »

--> ( 1 ) - ترجمهء آثار البلاد و اخبار العباد ، ج 2 ، ص 135 . ( 2 ) - Ruy Gonzalez de clavijo . ( 3 ) - سفرنامهء كلاويخو ، ترجمهء مسعود رجب‌نيا ، ص 175 - 176 نقل به اختصار ، چ دوم ، 1366 ، شركت انتشارات علمى .